جمهوری اسلامی، از اینجا! (١)
پایان یك دوره
وقایعی كه این روزها در ایران در جریان است، چون گلوله ای است از آتش كه می رود تا به دوره سیاه سی ساله حكومت اسلامی پایان دهد. دوره ای كه با غصب انقلاب توده ای مردم در سال ۵٧ شروع شد و با سركوبهای انقلاب فرهنگی در سال ۵٩ و شروع جنگ ایران و عراق در همان سال كه به بهانه آن به آزادیهای سیاسی و مطالبات مردم حمله می شد، شدت گرفت و با حمله به دولت بنی صدر و وقایع ٣٠ خرداد شصت و كشت و كشتارهای متعاقب آن به اوج خود رسید. این سركوبها تا به امروز ادامه داشته است؛ منتها مردمی كه تجربه یك انقلاب كلاسیك و میلیونی را در پرونده خود داشتند، به سادگی تن به اختناق و اسلام نداده اند. جمهوری اسلامی در این سی و یكی دو سال گذشته بارها و بارها مجبور بوده دسته دسته مردم معترض را در خفا و در ملاءعام به بهانه های مختلف سر به نیست كند تا سایه شوم استبداد اسلامی را بر فراز جامعه همچنان در اهتزاز نگه دارد. در این دوره برای سر پا نگه داشتن اسلام و استبداد اسلامی این رژیم مجبور بوده كه قتل عامهای "انقلاب فرهنگی"، قلع و قمع شوراهای كارگری و شوراهای تركمن صحرا، حمله به كردستان و توپ و خمپاره باران شهرهای پر جمیعتی چون سنندج، حمله به كارگران از جمله كارگران خواهان كار در خاتون آباد كرمان، گوشت دم توپ كردن چندین میلیون جوان برای صدور اسلام و فتح قدس و كربلا به مدت ٨ سال، قتل عامهای دسته جمعی زندانیان سیاسی در یك دوره هفت هشت ساله بین سالهای ٦٠ تا ٦٨ و و و را به جامعه تحمیل كند. سیاهی و تباهی ای كه جمهوری اسلامی بر جامعه تحمیل كرده، اما فقط منحصر به اعدام و سركوب های سیاسی نبوده است. فقر خانمانسوز، تن فروشی برای بقاء، اعتیاد در یك بعد غیرقابل توصیف، تبعیض رسمی و دولتی بر زنان و پیروان مذاهبی غیر از شیعه، دست و پا بریدن و اعدام كردن افرادی كه برای زنده نگه داشتن كودكانشان دست به بزه كاریهائی گاها جزئی می زدند، سنگسار در خفا و در ملاءعام و غیره، از دیگر نعمات الهی این حكومت برای این جامعه بوده است.
البته كه چنین وضعیتی به چالش كشیده می شد. اگر فرانسه برای عدم قبول زور و شورش و انقلابات شناخته شده است، ایران خود یك نوع فرانسه است. حداقل از زمان انقلاب مشروطه تاكنون، هر از چند گاهی شاهد قیامهای توده ای بر علیه زورگوئی و استبداد در ایران بوده ایم. اگر نسلی را با زور و توطئه و دروغ خاموش كرده باشند، نسل بعدی پرچم بر زمین افتاده نسل گذشته خود را به اهتزاز در می آورده است.
جنبش اعتراضی اما در ١٨ تیر ٧٨ ابراز وجود كرد و برای شش روز لرزه بر اندام لرزان حكومت اسلامی انداخت. این جنبش از آن زمان تاكنون فقط پیشروی كرده و توهمات و گرد و غبارها را پس زده و اكنون در اواخر خرداد ١٣٨٨، در سالروز شكست انقلاب ۵٧ رژیم اسلامی را با قدرتی تمام به چالش كشیده است.
٢٠ ژوئن ٢٠٠٩