دروغ چیز بدی است!
در جواب سیاوش دانشور
سیاوش دانشور در یكی از آخرین شاهكارهایش، تنفر خود از حزب كمونیست كارگری را با فحاشی و دروغ و برخورد شخصی به اعضای حزب كمونیست كارگری به اوج رسانده است. او به بهانه اینكه حزب كمونیست كارگری از "انقلاب انسانی برای حكومتی انسانی" حرف زده، زمین و زمان را به هم بافته و كلی بد و بیراه به حزب گفته است. ایشان كه در ابتدای مطلبش مدعی شده دوستش مطلبی متین نوشته است، منظور خود از متانت را در یكی از فحشنامههای تیپیك این چند ساله اخیر بیان كرده است. هر ناسزا و صفتی را كه فكر كرده میتواند محمد آسنگران را اذیت كند، بر صفحه كامپیوترش آورده است. با زشتترین كلمات به حزب كمونیست كارگری متلك پرانده است. او و دوستان هم محفلش از لحاظ سیاسی شایسته این نیستند كه كسی جوابی به آنها بدهد. اینها مسئلهشان اساسا ضدیت با حزب كمونیست كارگری است. نگران این نیستند كه گویا حزب كمونیست كارگری اشتباه میكند و یا به انحراف میزند. مسئلهشان این است كه بلندگوهایشان را به فحاشی به حزب كمونیست كارگری اختصاص بدهند! این رسالتشان است. اینها "نوید بشارت" را در دامن خود پروراندند.
سیاوش دانشور چندین جا در فحشنامهاش گفته است كه ما شعارهای "حكومت كارگری" و "جمهوری سوسیالیستی" را از نشریات و ادبیات حزب پاك كردهایم. انسان شریف دروغ نمیگوید. بجز یك اطلاعیه كمیته خارج كشور حزب كمونیست كارگری، كه خوراك بهانه برای حمله به حزب به دست اینها داده است، حتی یك اطلاعیه دیگری از حزب كمونیست كارگری بدون شعار "زنده باد جمهوری سوسیالیستی" و "آزادی، برابری، حكومت كارگری" منتشر نشده است. هیچ نشریهای از حزب كمونیست كارگری بدون شعارهای "آزادی، برابری، حكومت كارگری" و "زنده باد جمهوری سوسیالیستی" منتشر نشدهاند. انسانی كه در سیاست دروغ میگوید حقیر و توطئه گر است.
ادبیات چرکین و عفونت کلام نوع نوشته سیاوش دانشور بازتاب درد بیدرمان سیاسیون شکست خوردهای است که دلیل شکستشان را در عملکرد و پیشرویهای حزب كمونیست كارگری جستجو میکنند؛ اما اینها را قاطی بحث درباره کمونیسم کارگری كردن، به آنها زیادی بیربط است. همان اولی، همان فحاشی، تسکین بهتری برای دردهای شان، به آن مفتخر باشند!
١٦ نوامبر ٢٠٠٩
انقلاب و اصلاحات
طبقه كارگر پيشقراول انقلاب و اصلاحات
بار ديگر مقوله انقلاب و اين بار بطور جديتري در دستور روز مردم و طبقه كارگر در ايران قرار گرفته است. در اين نوشته سعي ميكنم با در نظر گرفتن اتفاقات پس از انتخابات رياست جمهوري اسلامي در ايران، اين مقوله را همراه با مقوله "اصلاحات" مورد بررسي قرار بدهم. پرداختن به اين دو مقوله از اين جهت حائز اهميتاند كه اينك تلاشي سخت و بي وقفه توسط عدهاي در جريان است كه "انقلاب" را آنچه كه نيست جلوه دهند. بعنوان مقوله و كلمهاي بد، نجس و در بهترين و مهربانترين زبان، نالازم به خورد مخاطبان خود بدهند. و "اصلاحات" را هم به جابجائي مهرههاي حكومت تقليل داده و به عرش اعلا ببرند. در اين نوشته سعي ميكنم نشان دهم كه اين تلاشي است عبث و اهداف آن هم آميخته به كلاهبرداري سياسي است.
بیست سال فروپاشاندن
نهم نوامبر امسال همزمان بود با بیستمین سالگرد جشن و پایكوبی دمكراسی بازار آزاد بر خرابه های دیوار برلین. بیست سال زندگی مردم در دو قطب شرق و غرب و وسط این دو را فروپاشاندند. اثرات این فروپاشی را هر روزه بر زندگی مان می بینیم. اوجگیری قوم گرائی و میدان دار شدن ارتجاع مذهبی فقط دو جنبه زمخت از اثرات این فروپاشاندن است. باید در جای دیگری به جوانب مختلف این فروپاشی و فروپاشاندن بپردازیم. اینجا در حاشیه شادی و هلهله سرداران قطب "پیروز" به نكاتی لازم دانستم اشاره كنم.
كارگران و معضل تشكل
داستان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان
مدیای مهندسی افكار، كه این روزها بازارش به یمن اینترنت بدجوری كساد است، تبلیغات زیادی حول انتخابات ریاست جمهوری ـ "اولین انتخابات دمكراتیك" ـ در افغانستان براه انداخته است. ظاهرا این یكی عبور از مرحله لوئی جرگه ـ لوئی گی انتخابات ـ بود. این بار قرار بود رئیس جمهور افغانستان در یك پروسه انتخاباتی آزاد و نه توسط سران عشایر و قبایل و فرقه های مذهبی و غیره در لوئی جرگه، انتخاب شود. دوره ای به قول خودشان پساطالبانی!