جنبش كارگري و وحشت مقامات رژيم
مقامات جمهوري اسلامي در هيچ دوره اي به اندازه دو سه ماهه اخير به همديگر در رابطه با جنبش كارگري هشدار ندادهاند. ابتدا محسن مهديان در رابطه با "يقه آبي"ها هشدار داد كه سر تيتر اخبار آن مملكت شد و بعدا ايلنا هشدارهاي مكرري را در بوق و كرنا كرد. ايلنا، خبرگزاري كار جمهوري اسلامي و تريبون خانه كارگر و شوراهاي اسلامي، كه آنتن و شاخكهاي رژيم در محيط كار هستند، چند مطلب در همين رابطه منتشر كرده است. جدا از انعكاس دعواهاي جناحي كه خود انعكاسي از فشار جنبشهاي اعتراضي در جامعه است، مطالب فوق به حقايقي اشاره كردهاند كه اين تريبون در گذشته گرچه جسته و گريخته گزارش ميكرد، اكنون دارد بيپرده و با ظاهر كسي كه از وحشت چشمانش از حدقه به در آمده، گزارش ميكند.
درباره نگرانی مازیار رازی
چند سایت اینترنتی مطلبی از مازیار رازی در باره اول مه ٨٨ درج كرده اند كه در آن یك نگرانی برجسته شده است. ایشان در جائی از این مطلب میگوید: "نهادهای کارگری موجود در وهله نخست باید تجمع مستقل و دمکراتیک باشند. مستقل از دولت سرمایهداری، احزاب سیاسی قیم مآب غیر کارگری و همچنین مستقل از بوروکراسی کارگری. استقلال از دولت سرمایهداری و احزاب خرده بورژوای موجود (مانند جریانات "کمونیست کارگری") برای بسیاری از فعالین کارگری، امری است شفاف و روشن.
مازیار رازی به درست نمیتواند از اعتراض و جنبش كارگری و اول ماه مه در ایران صحبت كند و كمونیسم كارگری و حزب كمونیسم كارگری را نبیند و چیزی به آن نگوید. این واقعیتی است كه برای مازیار رازی به یك نگرانی مزمن متمایل به نوعی اختلال تبدیل شده است.
نكته دوم اینكه ایشان میگوید: "استقلال از احزاب موجود مانند جریانات كمونیست كارگری برای بسیاری از فعالین كارگری، امری است شفاف و روشن." برای كسی كه این همه به ادعای خودش مطمئن است، معلوم نیست این نگرانی دیگر از چه چیزی ناشی شده است! نكند ایشان به آن چیزی كه گفته است باور ندارد!؟ مثلا مدتهاست دیگر ندیدهام كسی از توفان، فدائیان اقلیت، فدائیان طرفدار اشرف دهقانی، فدائیان طرفدار مجاهدین خلق، رنجبران، و غیره نگرانیای ابراز كرده باشد. چرا كه واقعا برای احدی نه جای امیدی هستند و نه مایه نگرانیای. اگر جریانی مایه نگرانی كسی نباشد، كسی درباره اش چیزی هم نمیگوید. منتها حزب كمونیست كارگری و جنبش كمونیسم كارگری مایه نگرانی همیشگی حداقل مازیار رازی بوده است.
واقعیت امر این است كه نمیشود به این شیوه به جنگ جنبش كمونیسم كارگری و حزب كمونیست كارگری رفت. مازیار رازی باید این حزب و سیاستهایش را نقد كند و نقدش را هم به قضاوت جنبش كارگری بگذارد. اگر دست رد خورد، فكر دیگری بكند و اگر هم گرفت، صد آفرین به منقد. این تنها راه كنار زدن یك جریان "مزاحم" است.
مازیار رازی، به گفته خود ایشان از قبل از انقلاب ۵٧ مبارزه سیاسی میكرده و در نشریاتی چون، بگفته خودش، كندوكاو مطلب مینوشته است. پیشینه فعالیت سیاسی حزب كمونیست كارگری و جریانات ماقبل آن مثل حزب كمونیست ایران، اتحاد مبارزان كمونیست، سهند و حتی "محفل ماركسیستی آزادی كارگر"، به انقلاب ۵٧ برمیگردد. برای هر انسان منصفی سئوال قاعدتا باید این باشد كه چگونه است كه مازیار رازی همیشه خودش بوده و با چند تا اسم مستعار دیگرش؛ اما حزب كمونیست كارگری به گواه یك عالم كمونیست در ایران و عراق و افغانستان، منشاء اثر در حداقل بخش اعظم چپهای این سه كشور بوده است!؟ هر كس دیگری جای مازیار رازی بود به این فكر میكرد كه نكند دارد سیاستهای غلطی را نمایندگی میكند كه این چنین مورد بیاعتنائی قرار گرفته است؟! بهرحال امیدوارم كه فكری جدی به سیاستش بكند!
١٢ سپتامبر ٢٠٠٩
جنبش "آبي ها" با جنبش سرخ پيوند عميق دارد
سايت اينترنتي "جهان نيوز" روز ٣١ مرداد ماه مطلبي از قلم محسن مهديان تحت عنوان "جنبش آبيها در حال پيوند به آشوب سبز" دارد كه از هر جهت خواندني است. نسبت به وضعيت آشفته اقتصادي رژيم، عدم سرمايهگذاري سرمايهداران خارجي، بيكاري، فقر و نداري بخش اعظم جامعه و افزوده شدن بر تعداد اين بخش؛ روند شدن اعتراض كارگران و غيره هشدار ميدهد. نويسنده مطلب فوق كه به نظر ميآيد از طرفداران بخش "سبز" حكومت باشد، هشدار ميدهد كه بجاي سركوب خوديها، به فكر مقابله با "آبيها" باشند. ايشان كارگران را يقه آبي (كارگران، معلمان، پرستاران و غيره) مينامد و در مقابل آن، سرمايهداران و كارفرمايان در همدستي با مقامات دولتي را يقه سفيد. گرچه در فرهنگ رايج سياسي، يقه آبي و يقه سفيد اين چنين دستهبندي نميشوند، اما همينكه ايشان كارگران را بدرست در مقابل رژيم و عواملش در محيط كار ميبيند، اين دستهبندي حداقل در اين چهارچوب درست است و از ايشان ميپذيريم! نگاهي گذرا به بهانه اين مطلب به جنبش كارگري در اين دوره خالي از لطف نيست.
نگاهی به اعتصاب كارگران شهرداری تورنتو
اعتصاب مهم كارگران شهرداری تورنتو برای بسیاری از ما ایرانیان مقیم كانادا، همزمان بود با وقایع اخیر ایران و در نتیجه توجه بسیار كمی را به آن مبذول داشتیم. هوای نسبتا گرم و بوی نه چندان خوشایند زبالههای جمع آوری نشده گرچه سر و صدای زیادی را در خیابانهای تورنتو بلند كرد، ما اما ترجیح دادیم به یوتیوب و سایتهای اینترنتی مراجعه كنیم و گاهی هم تظاهراتی در حمایت از اعتراضات مردمی در ایران برپا كرده و سازمان بدهیم. اعتصاب این كارگران به پایان رسید، اما اعتراض مردم ایران همچنان گرم و بویش معطر است.
این یادداشت گرچه جنبه خبری دارد، اما به شدت جانبدارانه است. جانبدارانه نه اینكه بخواهم مسائلی را كه خوشایندم نبوده زیرسبیلی رد كنم؛ بلكه جانبدارانه از این جهت و نوع كه با بازپس گیری حقوقی كه سالها برای آن مبارزه شده بود و بسیاری از ما، بدون اینكه آگاهانه بر آن واقف باشیم از آن لذت می بریم، حالم گرفته است.