تبليغاتX
ناصر اصغری

"تشكیل" شورای اسلامی كار در نیشكر هفت تپه

 

امروز خبری در ایلنا، خبرگزاری كار ایران، منتشر شده بود مبنی بر اینكه "شورای اسلامی كار در شركت نیشكر هفت تپه تشكیل شد." همچنین خبر دیگری نیز در سایتهای اینترنتی منتشر شده است كه "علی نجاتی و رحیم بسحاقی از فعالین کارگری و اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به دادگاه انقلاب اسلامی شهرهای دزفول و شوش احضار شدند." در بخشی از خبر مربوط به تشكیل شورای اسلامی كار آمده است: «"تعداد شوراهای اسلامی كار در استان خوزستان به یكصد و بیست و یك رسید"، ‌این را هوشنگ درویش در تایید خبر تشكیل شورای اسلامی كار كارخانه نیشكر هفت تپه می‌گوید؛ از پشت تلفن و با لحن كسی كه مدتی است مبارزه‌ای طاقت‌فرسا را با پیروزی به پایان رسانده اما خستگی آن هنوز بر تنش سنگینی می‌كند.» 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2009/8/12ساعت 5:3 توسط ناصر اصغری |

كارگران باید دخالت كنند

 

دوستی از ایران خبری در باره کارگران شرکت واگن پارس ارسال كرده بود كه حاوی چند نكته مهم است. در این خبر آمده است كه "صنایع سنگین ایران یك به یك در حال ورشكستگی هستند." در بخشی از این خبر آمده است: "کارخانه واگن پارس که در زمينه توليد واگنهای راه آهن و مترو فعاليت دارد و زمانی ضمن مصارف داخلی توليدات خود را به کشورهايی نظير سوريه، اندوزی و غيره صادر می کرد اکنون مدت سه ماه است که حقوق کارگران خود را پرداخت نکرده است و مدير عامل آن در سخنرانی خود برای کارگران اين کارخانه تاکيد کرده است که "هيچ پولی برای پرداخت حقوق عقب افتاده آنها وجود ندارد و کسانی که نمی خواهند به کار در اين کارخانه ادامه دهند می توانند از اين کارخانه بروند!"

در بخش دیگری از این خبر آمده است: "امروز (٧ مرداد) کارگران شرکت واگن پارس بعد از سه ماه کار بدون حقوق و چندين اعتراض نمادين تمام شيشه‌ها، ميزها، صندليها، تابلوها و ديگر وسايل سالن غذاخوری اين کارخانه را شکستند. اين اعتراض از حرکت ساده کوبيدن قاشقها بر روی ميزها قبل از صرف نهار شروع شد و به دليل بی توجهی مديران اين شرکت و تهديد کارگران توسط حراست اين کارخانه به خشونت کشيده شد."

 

امروز جنبشی اعتراضی كل جامعه ایران را در خود فروبرده است. وضعیت این جامعه بشدت بحرانی شده و دخالت منسجم و متشكل كارگران را می طلبد. كارگران بخش اعظم معترضین این دوره را تشكیل می دهند. بیشترین مشقات را بر این بخش از جامعه وارد كرده اند؛ و بیشترین نفع در سرنگونی جمهوری وحشت اسلامی، نصیب همین كارگران خواهد شد. مسئولین ریز و درشت این رژیم ـ كه در سركوبهای اخیر عكسهای باتوم بدستانی كه در همین رژیم كارخانه های مفت و مجانی به آنها اهدا شده است ـ رك و راست به كارگران می گویند كه سه ماه و سه سال كار كرده اید، پولی نمی دهیم؛ اگر خوشتان نمی آید از این كارخانه بروید!؟ به این می گویند سر گردنه گیری اسلامی. قلدری و گردن كلفتی! جواب شایسته كارگران را می طلبد.

خبر دزدیهای سران این رژیم را همه شنیده اند. مبلغ افسانه ای در حسابهای (بانكی فقط خارج از ایران) سران دزد این رژیم چندی پیش افشا شد. خبر بیرون كردن ١٨ میلیارد دلار و ١٠٠ تن شمش طلا از ایران و توقف آن توسط دولت تركیه هم آخرین این دزدیهای افسانه ای حكام وحشی این سرزمین است. با تمام اینها، وقیحانه نان شب فرزندان كارگران را گرو گرفته اند. این دزدیها فقط با نپرداختن دستمزد كارگران، با چپاول ثروت این سرزمین، با استثمار و ارعاب و ایجاد وحشت امكان پذیر است. هر روزی كه این دزدان گردنه بگیر بر این مملكت حكومت كنند، یك روز بر سیاهی و تباهی در این جامعه افزوده شده است. كارگران چاره ای ندارند جز اینكه یكپارچه و متحد به میدان بیایند و دوش به دوش زنان و جوانان، دوش به دوش مردم آزاده كار این رژیم را تمام كنند و به این همه تباهی نقطه پایانی بگذارند.

٣١ ژوئیه ٢٠٠٩

+ نوشته شده در 2009/8/1ساعت 9:50 توسط ناصر اصغری |

مطالبه ای كه مردم را در خیابان‌ها نگه می دارد

شعار متحد كننده مردم در اعتراضات این دوره در ایران، شعار سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بوده است. نحوه بیان این شعار، بنابر موقعیت و زمان و مكان می تواند متفاوت باشد. "مرگ بر دیكتاتور"، "مرگ بر خامنه ای"، "مرگ بر جمهوری اسلامی"، "حكومت مذهبی نمی خواهیم"، "مرگ بر روسیه" و غیره همگی فرم‌های متفاوتی از شعار سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هستند. این شعار متحد كننده است و تقریبا تمام سرنگونی طلبان چه راست پرو غربی و چه چپ كمونیست را متحد می كند. در پروسه رادیكالیزه شدن این اعتراضات و پیگیر بودن در تداوم انقلاب است كه آلترناتیوی بر آلترناتیو دیگر تفوق پیدا می كند.

اما در مواقع بحرانی و انقلابی، هر روز شعار و خواستی می تواند مردم را در خیابانها نگه دارد و با در نظر داشتن شعار متحد كننده، خواست و مطالبه در صحنه نگه دارنده را نیز باید مد نظر داشت و برای آن كار كرد.

 

سخنان رفسنجانی در نماز جمعه

موقعیت امروز جمهوری اسلامی، بدون شك حتی اگر اعتراضات میلیونی خیابانی را هم در نظر نگیریم، با موقعیت آن در یك هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری تفاوت اساسی دارد. جنگ خونینی كه در بدنه هیأت حاكمه این رژیم براه افتاده است، امكان سازشی برایشان باقی نگذاشته است. احمدی نژاد چند روز قبل از ٢٢ خرداد رسما اعلام كرد كه اگر دوباره انتخاب شود دمار از روزگار رقبایش در خواهد آورد. این گفته احمدی نژاد صرفا یك تهدید توخالی نبود. وی حتی در روز جمعه، همزمان با خطبه های نماز جمعه رفسنجانی در تهران، در مشهد در حال تهدید گروه و دار و دسته رفسنجانی بود. سخنان رفسنجانی در آن روز ظاهرا تند نبود و در دوایر سیاسیون از سازش رفسنجانی و "خیانت" ایشان صحبت به میان آمد. اما به نظر من رفسنجانی، حداقل در این برهه، قید سازش را زده است و اكنون تنها تكیه گاهش بر اعتراض خیابانی مردم است. این موضع و موقعیتی است كه گروه و باند رقیب بر او تحمیل كرده است. این كاملا بر او و بر دیگران هم مسجل است كه از تدوام اعتراضات توده ای تا به آخر سودی عایدش نخواهد شد؛ اما موقعیت كنونی هم بدون تداوم اعتراضات توده ای او را در موقعیت شكننده تری قرار خواهد داد. واقعیتی كه اكنون دیگر همه به آن واقفند این است كه جمهوری اسلامی تیر ٨٨ دیگر جمهوری اسلامی اردیبهشت ٨٨ نیست. اگر امورش را ظاهرا با نهادهائی چون "مجمع تشخیص مصلحت"، "خبرگان رهبری"، علما و فیضیه و غیره می گذراند و بحرانهایش را از طریق این نهادهای قرون وسطائی و اسلامی حل و فصل می كرد، امروزه دیگر كاملا آن عصاها را كنار گذاشته و بر بازوی نظامی و امنیتی خود تكیه دارد. در درون نهادهای نظامی و امنیتی هم دست به پاكسازیهائی زده است كه كاملا مطمئن باشد مزاحمتی برایش درست نمی شود.

با توضیحات بالا می خواهم این نكته از سخنان رفسنجانی كه به نظرم از موضع درگیریهای باندهای رژیم از اهمیت ویژه ای برخوردار بود را یادآور شوم. رفسنجانی در سخنانش ـ شاید تنها نكته ای كه به نظر تند آمد و موجب عكس العملهایی هم شد ـ خواست آزادی بازداشت شدگان اعتراضات اخیر بود. شاید رفسنجانی گوشه چشمی به آزادی دوستان و فك و فامیلهایش از زندان داشت، اما به نظرم همچنانكه خود وی هم در جواب شعارهای معترضین اشاره كرد كه "من دارم از شما بهتر می گویم"، منظور ایشان تداوم اعتراضات بود. درست بعد از این سخنان بود كه در خیابانها شاهد سر دادن شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" بودیم. علاوه بر به قتل رساندن دهها نفر از معترضین خیابانی، از جمله ندا آقا سلطان، رژیم اسلامی هزاران نفر را هم دستگیر كرده و تاكنون چندین تن از این بازداشت شدگان را نیز زیر شكنجه به قتل رسانده است. نكته ای كه می تواند اعتراضات توده ای را متحدتر كند و حول آن مردم را در صحنه نگه دارد، همچنانكه در "ده خواست فوری مردم!" هم آمده است، "آزادی زندانیان سیاسی" می باشد.

البته كه برای رفسنجانی و موسوی و گنجی و كروبی، طرح خواست "آزادی بازداشت شدگان اخیر" یك فشار سیاسی بر باند رقیب است و تنها دوستان و فك و فامیلهای مورد غضب قرار گرفته شان را مد نظر دارند، اما برای مردم معترضی كه می خواهند از شر جمهوری اسلامی خلاص شوند، موضوع، آزادی بدون قید و شرط كلیه زندانیان سیاسی است كه قدمی در راه رهائی از بختك اسلامی می باشد.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

٢١ ژوئیه ٢٠٠٩

+ نوشته شده در 2009/7/24ساعت 8:22 توسط ناصر اصغری |