تبليغاتX
ناصر اصغری

دمكراسی، فساد و نقش مدیا

 

پولدار شدن سیاستمداران در جامعه سرمایه داری یك پدیده داده شده ای است. منتها این پروسه در همه كشورها از یك جنس نیست. مثلا پولدار شدن آخوندهای میلیاردر فقط با شیوه پولدار شدن ادموند دانتس از داستان "كنت مونت كریستو" آلكساندر دوما قابل توضیح است. یك شبه چنان ثروتی به هم زده اند كه حتی توضیح و تصویر آن هم برای من غیر ممكن است. اما بسیاری از ثروتمند شدن‌ها چنین غیرقابل توصیف نیستند. بعضی ها را عملا می شود دید و تصور كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2009/5/20ساعت 22:2 توسط ناصر اصغری |

دستمزد، امضاء، رقابت و مبارزه كارگري

 

كمپين افزايش دستمزدها يك تلاش مهم و برجسته كارگران در سالهاي اخير است كه با تلاش و پيگيري فعالين كارگري و همه دلسوزان طبقه كارگر ميتواند ابعاد بسيار تعيين كننده اي بخود بگيرد و بايد هوشيارانه سعي كرد كه با قدرتمندي هرچه بيشتري پيش برود. اما هرچه اين حركت و تلاشهايي در اين زمينه براي پيشروي كارگران مهم است، مانع تراشي و مخالفت با آن نيز قابل تامل و سوال برانگيز است. بحث بر سر "كمپين افزايش دستمزدها"، ديگر بسيار از خود موضوع دستمزدها فراتر رفته و بعضي از مخالفين و منتقدين آن با دستاويز قرار دادن هر خس و خاشاكي مي خواهند رقابت‌ها و كدورت‌هاي شخصي حال و گذشته خود را نيز وارد اين عرصه كنند و با برپا كردن گرد و غبار، فضائي را به وجود آورند كه قرباني آن در قدم اول خود كارگران هستند. ضدكمپيني بر عليه اين كمپين براه افتاده است كه با بررسي جوانب و زواياي آن متوجه مي شويم كه بحث اساسا بر سر اين "كمپين" نيست بلكه اهداف ديگري را دنبال مي كند. اگر كسي بخواهد معناي واقعي مقوله "فرقه گرائي" را با پوست و گوشت خود لمس كند، فقط لحظه كوتاهي به فضاي مجازي‌اي كه اين دوستان در آن سير مي كنند، مراجعه و توجه كنند. در اين فضا مي شود به راحتي ديد كه سياست براي چه كسي تفنن و سرگرمي است و درد واقعي چه كس ديگري است. واضح است كه بايد از انتقاد سازنده و راه نشان دادن استقبال كرد. بايد مخلص كسي بود كه صادقانه مي خواهد اشكالاتمان را به ما گوشزد كند. اما تخطئه كردن زحمات فعالين كارگري، در فضائي كه هر اعتراضي با چماق جواب داده مي گيرد، جايز نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2009/4/26ساعت 19:0 توسط ناصر اصغری |

براي كارگران لوله سازي اهواز يك دست محكم!

                             جامعه آماده خيزش و موجي است!

 

دقيقا يادم نيست در يوتيوب دنبال چه بودم كه يك كليپ ١ دقيقه و ٣٣ ثانيه اي از سخنراني يكي از كارگران معترض شركت لوله سازي اهواز در جمع كارگران تجمع كرده در مقابل مكان سخنراني ميرحسين موسوي، يكي از كانديداهاي رياست جمهوري اسلامي، توجه ام را بخود جلب كرد. سخنان كوتاهي كه انعكاسي بود از موقعيت راديكاليزه شده جنبش كارگري ايران. سخنراني اين دوست كارگرمان چنين است كه كارگران جمع شده اند نه براي مظلوم نمائي و صدقه خواهي؛ جمع شده اند چون حقشان را مي خواهند. كار مي خواهند. در آخر هم مي گويد اگر بلائي به سرم آمد، همه بدانند كه كساني هستند كه مردم معترض را سر به نيست مي كنند و اينگونه جواب اعتراض مردم را مي دهند.

گزارش ديگري نيز از همين تجمع ديدم كه كارگران شعار "كار، مسكن، آزادي" داده بودند. شعار داده بودند كه ما با خانواده هايمان انتخابات را تحريم مي كنيم. "دستي كه نان مي دزد، نمي تواند آزادي ببخشد." "كارگر بيدار است، از استثمار بيزار است." "ما براي اعتراض آمده ايم، نه حمايت" و غيره.

همين موقعيت در گفتگوي ميرحسين موسوي با يكي از سايتهاي جمهوري اسلامي نيز انعكاس يافته بود. ايشان مي گويد: "من وجود خيزشي را در جامعه احساس مي كنم. در ايلام و به ويژه خوزستان اين مساله را ديدم كه جامعه آماده ايجاد يك موج است." مي گويد مردم نسبت به انتخابات بي تفاوتند.

 

چند روز قبلتر نيز در اينترنت دنبال اين بودم كه اتهام رسمي دادگاههاي اسلامي بر عليه علي نجاتي، رئيس هيأت مديره سنديكاي نيشكر هفت تپه دقيقا چه بوده، كه نقل قولي از رضا رخشا، يكي از اعضاي هيأت مديره همين سنديكا در سايت "كلمه"، سايت ديگري از دار و دسته ميرحسين موسوي توجه ام را به خود جلب كرد. اين سايت اسلامي نوشته بود: "رضا رخشا با اشاره به اين كه تفكرات اقتصادي مهندس ميرحسين موسوي به نفع كارگران است، آرزو كرد ميرحسين موسوي به عنوان دهمين رئيس جمهور ايران برگزيده شود ... من به عنوان يك كارگر شركت نيشكر هفت تپه از رئيس جمهور آينده ايران مي خواهم كه از شكل گيري و تكثر تشكلهاي مستقل كارگري حمايت و روند كنوني اجراي اصل ٤٤ قانون اساسي را اصلاح كنند ..." رژيم قبلا نيز حرفهاي تعداد ديگري از فعالين مستقل كارگري را به نفع خود دستكاري كرده بود. معلوم نيست كه رضا رخشا چه گفته است و اينها چه بلائي به سر گفته هاي ايشان آورده اند. فكر نكنم اكنون ديگر كسي حداقل در جنبش كارگري سنگ هيچ رئيس باندي از اين رژيم را به سينه بزند. اميدوارم كسي در جنبش كارگري خودش را با اينها همسرنوشت نكند. اكنون ديگر مي دانند كه درج اظهارات رؤساي خانه كارگر و شوراهاي اسلامي كار، جزء بي آبروئي چيزي براي اينها به همراه ندارد. در نتيجه مجبورند كه از اعتبار مبارزات پرشور كارگران نيشكر هفت تپه و از اعتبار مسئولين سنديكاي اين كارگران سو استفاده كنند. اما لازم است كه به بلندگوهاي باندهاي رنگارنگ جمهوري اسلامي يادآوري كنيم كه جنبش كارگري حرف آخرش را از بلندگوي كارگران لوله سازي اهواز زده است. همان پيغامي را كه ميرحسين موسوي به تهران برده و به برادران ديگرش نيز هشدار آن را داده است، آن موضع و گرايش ميليونها نفر از كارگران و مردم ايران است يعني خيزش براي به زير كشيدن حكومت اسلامي. دست محكمي براي كارگران لوله سازي اهواز كه حرف دل كارگران را به گوش دست اندركاران حكومت ضد كارگري اسلامي رساندند.

٢٢ آوريل ٢٠٠٩

 

+ نوشته شده در 2009/4/26ساعت 18:9 توسط ناصر اصغری |