استقلال طبقاتی و تشكل
مستقل كارگری
چند كلمه دیگر درباره
سندیكالیسم
در باره "تشكل مستقل كارگری" در نشریه
"كارگر كمونیست" زیاد بحث كردهایم. اما جا دارد كه به مقوله "استقلال
طبقاتی كارگران" هم بپردازیم. گرچه دو مقوله "تشكل مستقل كارگری" و
"استقلال طبقاتی كارگران" مقولاتی هستند كه نمیتوان آنها را از هم جدا
كرد؛ اما شاید با پرداختن به جنبه دیگری از مسئله، این رابطه تنگاتنگ، كمی روشنتر
گردد. این بحثی است وسیع و از زوایای مختلفی میشود به آن پرداخت. شاید با پرداختن
به سندیكالیسم و آلترناتیو سندیكالیستی بتوان نوری بر این موضوع تاباند.
"مردم چه نشستهاید"
"آیا مسئولین دولتی چیزی از انسانیت
میدانند؟"
فضای ملتهب جامعه ايران از جزر و مد فضای جنگی گرفته تا اعتراضات گسترده
كارگران و دانشجویان، بار دیگر بر این نكته تأكید گذاشت كه جامعه مرعوب احمدینژاد
و عربدههای اسلامی وی نخواهد شد و بر خواست اصلی خود، سرنگونی جمهوری اسلامی،
همچنان پافشاری میكند. اعتراضات یكی دو هفته گذشته و كرنش اپوزیسیون رنگارنگ
پرورژیم و فراخوان به قبول جمهوری اسلامی نوع امام زمانی احمدی نژاد، بار دیگر بر
اهمیت این نكته كه باید مبارزات پراكنده و اعتراضات خاموش رو آمده و به موج خروشان
تبدیل گردند، تأكید چند باره گذاشتند.
برای یك اعتصاب مشخص
حاضر شویم
كتاب "یان مك گرگور" (Ian
Mac Gregor) رئیس كمیته سراسری (ملی) ذغال سنگ (NCB) در دوره اعتصاب سالهای
٨٤ و ٨۵ معدنكاران انگلیس به نام The Enemies
Within كه فكر كنم ترجمه فارسی آن همانا "ستون پنجم" باشد،
حاوی نكات مهمی برای كارگرانی است كه وارد جنگ سرنوشت سازی با دولتی میشوند. یكی
از این نكات جلسهای است كه او با مارگارات تاچر دارد. تاچر كه در سال ١٩٨١ خواسته
بود اصلاحات مورد نظرش را به اجرا بگذارد، دولتش با خطر سقوط از طرف اعتصاب
معدنكاران مواجه شده بود كه او ناگزیر به عقب نشینی شده بود. "یان" میگوید
كه تاچر برخلاف نخست وزیر قبل از خود، Ted Heath، عاقلانه عقب
نشینی میكند تا خودش را برای جنگی دیگر آماده كند.