انترناسیونال ۲۱۶
انتخابات در سوئیس
تراژدی انسانیت
انتخابات پارلمانی ٢١ اكتبر ٢٠٠٧ سوئیس بار دیگر زنگ خطر رشد فرهنگ راسیستی و خارجی ستیزی در اروپا را به صدا در آورده است. آنچه در سوئیس شاهد بودیم، در واقع طی چند سال گذشته به دلائلی كه نوشته زیر سعی می كند به گوشههائی از آن بپردازد، در كل اروپا رو به رشد است.
تیری در تاریكی
ميخي بر تابوت حكومت
سر زیر برف
آنچه كه امروز در دستور كار فعالین كارگری قرار گرفته است٬ آماده شدن برای دور دیگری از مبارزه و مقابله با یورشهای وحشیانه رژیم اسلامی است. شیوهای كه به نظر میرسد این رژیم برای تقابل با فعالین كارگری در این دوره به آزمون گذاشته٬ الحق كه اسلامی و وحشیانه است. رژیمی كه قاضی٬ پلیس٬ وكیل٬ دادگاه و زندان در اختیار دارد٬ به ترور مخالفین بی دفاع خود روی آورده است. ميتوان مطمئن بود كه اين را هم كارگران و مردم معترض اين جامعه به يك شكست و آبروريزي بزرگ و فراموش نشدني براي حكومت اسلامي طبقه سرمايه دار تبديل خواهند كرد.
انترناسیونال ۲۱۵
چه حالی دارد وضع مذهب!
در خبرها آمده بود – شاید هم شایعه بود – كه سران جمهوری اسلامی گفتهاند هر كس اسم نوزادش را علی٬ حسن٬ حسین٬ رقیه٬ فاطمه٬ زهرا و اینجور چیزها بگذارد یك سكه طلا به او داده میشود. مطمئن نیستم كه این خبر واقعی است یا شایعه٬ چرا كه وضعشان آنقدر رقتبار شده كه هر جوك این چنینی میتواند واقعا جوك نباشد.
اسمهای بالا٬ كه اكنون جمهوری اسلامی برای نهادن آنها بر روی نوزادان در ایران با مشكل روبرو شده است٬ امروز دیگر فقط اسم نیستند. نمادهای حكومتی هم شدهاند. كمتر كسی است كه حاضر باشد نوزادش را با نمادهای رژیم بشناسند. ٣٠ سال پیش كسی به این فكر نمیكرد كه محمد و فاطمه و رقیه و زهرا چه چیزی را به یاد آدم میآورد. امروز اما زهرا یعنی جمهوری اسلامی. حسن یعنی جمهوری اسلامی و همین تداعی شدنهاست كه كسی حاضر نیست نمادی از جمهوری اسلامی در خانه خودش داشته باشد. پارچه تا زمانی كه یك تكه پارچه است٬ بیآزار است٬ اما وقتی كه به حجاب تبدیل میگردد٬ دیگر پارچه نیست. اسم هم تا زمانی كه صرفا یك اسم است٬ بیآزار است٬ اما همین كه جمهوری اسلامی را به یاد كسی بیاورد٬ زننده میشود.
خانوادهای مذهبی كه با جمهوری اسلامی مشكلی هم نداشت و پسر ٣ سالهاش را محمد میخوانند٬ حاضر نبودند با همین اسم او را تسجیل كنند. پدرش میگفت معلوم نیست كه چه مدت دیگری این رژیم دوام بیاورد و اگر هم روزی بخواهیم به خارج سفر كنیم٬ این اسم برایش مشكلزا خواهد شد. خانمی به زور اسم پسرش را علی گذاشت اما كسی٬ حتی خود او هم حاضر نبود او را علی خطاب كنند. مادر سنتی و مذهبی یكی از دوستان قدیمی كه متأسفانه در یك حادثه جانش را از دست داد٬ بعد از مرگ پسرش اسم نوزاد این دوست را فاطمه گذاشت. وقتی كه تلفنی با او حرف میزدم٬ برایم٬ كه از ضد مذهب بودنم هم خبر نداشت٬ دلیل میآورد كه چرا اسم او را فاطمه گذاشته است. امروز اگر كسی اسم كودكش را یك اسم مذهبی بگذارد حتما برای دیگران یك دلیل غیرمذهبی میآورد. یكی میگفت كه دائیاش كه مرد خوب و مؤمنی بود٬ علی نام داشت. خانمی میگفت كه اسم بچهاش را حسین گذاشته چرا كه عمویش٬ حسین را جمهوری اسلامی اعدام كرده است. بالاخره هیچ كسی حاضر نیست كودكش را با این رژیم تداعی كند. و حق هم دارند. امروز بخاطر جمهوری اسلامی اسامی كودكانشان را مینا٬ دنیا٬ رها٬ روناك٬ هستی٬ منصور٬ ساشا٬ ژوبین و هوشنگ میگذارند. امروز میخواهند در دهنكجی به جمهوری اسلامی به او بگویند كه حاضر نیستیم كسی شما را به یادمان بیاورد. اگر دیروز "محمد" صرفا یك اسم بود٬ امروز ترور و ستم بر زن را تداعی میكند. اگر دیروز "زهرا" صرفا یك اسم بیآزاری بود٬ امروز اسیدپاشی به سر و صورت زنان بدحجاب را تداعی میكند.
گرچه اسامی مدرن و ضدمذهبی امروزه نمودی از یك ضدیت سیستماتیك و روزافزون به اسلام و جمهوری اسلامی است٬ اما چه بهتر كه سازمان بیابد و به یك فرهنگ روشن و متشكل ضدمذهبی دامن بزند.
در شماره قبلی نشریه "كارگر كمونیست"٬ با مراجعه به گزارشات رسیده به حزب كمونیست كارگری گزارشی از ١١ روز مبارزه كارگران شركت "نیشكر هفتتپه" را در اختیار خوانندگان قرار دادیم. در این شماره نیز٬ با مراجعه به اطلاعیههای مطبوعاتی حزب كه بعد از انتشار آن شماره نشریه منتشر شدند٬ اخبار ادامه اعتراض این كارگران را در اختیار خوانندگان نشریه قرار میدهیم.
١٠ اكتبر ٢٠٠٧ روز اعتراض به اعدام آمد و رفت. اما اعتراضات به اعدام٬ به ارعاب جمهوری اسلامی٬ به زندان بزرگی به نام ایران را پایانی نیست٬ مگر مجازات اعدام لغو گردد. جمهوری اسلامی به قدرت انقلاب و اعتراض مردم سرنگون شود و نشانی از بربریت اسلامی نماند.