هر كارگری یك شیث امانی، صدیق كریمی
و یا خالد سواریای است
اول ماه مه امسال وحشت رژیم را از جنبش كارگری به نمایش گذاشت. تلگرافی یادآوری چند نكته اینجا لازمند. مراسم مستقل مه مه امسال از سالهای گذشته پر رونقتر بودند. مراسم اصلی دولتی، گرچه كارگران آن را بر هم زدند، اما بسیار كم رونقتر از سالهای پیشین بود. رژیم حتی برای آبروریزیای كه انتظارش را میكشید، یا اصلا به پادوهایش اجازه برگزاری مراسم را نداد و یا آنجا هم كه اجازه صادر كرد، محل مراسم را تا دقایق آخر اعلام نكرد. اینها نكات مهمی هستند كه جزو پیشرویهای جنبش كارگری بحساب میآیند.
در كردستان كه امروز حال و هوای دیگری دارد، وضع متفاوتتر بود. در چند سال گذشته شاهد برگزاری مراسم باشكوهی از طرف كارگران بودهایم. مراسم امسال اما یك ویژهگی خاصی داشت. این مراسم توسط یك تشكل مستقل و رادیكال، "اتحادیه سراسری كارگران اخراجی و بیكار"، فراخوان داده شده بود. رژیم چنان وحشت كرد كه چشمهایش از حدقه بدر آمدند. نه تنها این تشكل در سه چهار ماه گذشته جا پای خود را محكم كرده، بلكه دارد به یك الگو در جنبش كارگری تبدیل میشود. برای مقابله با این، رژیم سكوت را جایز نمیدانست. روز بعد از برگزاری مراسم به حمله وسیعی دست زد و تعداد زیادی از فعالین این تشكل، از جمله شیث امانی، خالد سواری و صدیق كریمی را دستگیر كرد. قبلا نیز محمود صالحی را به همین مناسبت - برگزاری اول ماه مه مستقل - دستگیر كرده بود، كه هنوز هم در زندان است. همان رژیمی كه امسال، با بودن ١١ اردیبهشت و تعطیلی آن بعنوان روز كارگر در قانون كارش، بار دیگر بر این تأكید كرد و اینكه ١١ اردیبهشت روز كارگر است و برای كارگران تعطیل رسمی است در بوق كرد، فعالین روز كارگر را دستگیر و زندانی میكند.
محاسبه رژیم اشتباه است. وضعیت فرق كرده است. این را بهتر است یك بار دیگر از استراتژیستهایش بپرسد. وضعیت سیاسی ایران، بحرانهای گریبانگیر جمهوری اسلامی كه بر زندگی مردم و كارگران بطور مستقیم تأثیر دارند، وضعیت بحرانی خارجی جمهوری اسلامی و و و كارگر را به میدان میآورد. پریروز كارگران نفت و پتروشیمی جلو مبارزه بودند؛ دیروز محمود صالحی و منصور اسانلو، امروز شیث امانی و صدیق كریمی و خالد سواری و هزاران معلم و فردا صدها هزاران كارگر و پرستار دیگر. جمهوری اسلامی باید ایران را به معنای دقیق كلمه زندان بكند تا بتواند از دست اعتراضات كارگری، معلمان، زنان، جوانان و دانشجویان، پرستاران، از دست گرامیداشت روز كارگر، روز زن و روز كودك راحت بشود. در یك موقعیت ویژه اینچنینی، مردم فقط به رادیكالیسم روی میآورند. تاكتیكهای محافظه كارانه دیروزی دیگر به درد امروز نمیخورند. هر كسی كه می خواهد گوش شنوائی پیدا كند، بهتر است شیث امانی دیگری بشود، بهتر است پرچم صدیق كریمی و خالد سواری را بلند كند. و این می تواند جامعه را به جائی هدایت كند كه نویدبخش آزادی و یك دنیای انسانی باشد.
٤ مه ٢٠٠٧
گامهای بلند جنبش كارگری
در عرض یكی دو هفته گذشته، جدا از برگزاری مراسمهای باشكوه اول ماه مه، جنبش كارگری گامهای بلند و انكار ناپذیری برداشته است كه جا دارد به یكی دو نمونه آن اشاره كنیم. نمونههائی كه توجهها را به خود جلب كرده است.
اين روزها عوامل حكومت اسلامي آشكارا به وحشت افتاده بودند. نماز وحشت خواندند. سخنرانان قبل از نماز جمعهها، سران خانه كارگر و شوراهای اسلامی كار بودند. عاجزانه بر دست كارگران بوسه زدند. رفسنجانی و خامنهای از كارگر و ارزش او حرف زدند. بر تعطیلی روز كارگر تأكید كردند. به همدیگر هشدار دادند كه مطالبات مطرح شده توسط كارگران، معلمان و زنان همان مطالباتی است كه اپوزیسیون سالهاست مطرح كرده است. یاد حق اعتصاب برای كارگران افتادند. صحنه زیبایي است. این جنبش رو به جلو طبقه كارگر است كه ايفاي اين نقش رقت انگيز را به نمايندگان وحشي طبقه سرمايه دار تحميل كرده است. و اين جنبش ميتواند و باید گامهای بلندتری به پيش بردارد. راه دیگری نیست.
اعتراض كارگران پیمانكاریهای پالایشگاه آبادان به عدم دریافت دستمزدهایشان
كارگران قراردادی پالایشگاه نفت آبادان، در اعتراض به عدم دریافت حق و حقوقشان، در اداره كار آبادان تجمع كردند.