حقوق بشر قومی!
جمعی كه خود را طرفدار "حقوق بشر كرد" معرفی میكنند و بعضا با امضا "خبرگزاری دیدهبان حقوق بشر كرد" و بعضا هم با امضا "سازمان دفاع از حقوق بشر كرد" بیانه میدهند، با همین اسامی به نوعی به مخاطبینشان هم میگویند كه چه هستند.
دفاع از سندیكای واحد یا مماشات با "شوراهای اسلامی كار"
در پاسخ به یدالله خسروشاهی
ناصر اصغری
به بهانه تبريك به هيئت مؤسس "اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار"
خبر اعلام موجوديت "اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار" توسط ١٩ تن از فعالين كارگري، مورد توجه فعالين كارگري زيادي قرار گرفته است. بيكاري، بيكارسازي و اخراج، بخصوص اخراج فعالين كارگري و كارگران معترض به يك معضل اصلي جنبش كارگري ايران تبديل شده است. اگر در برابر اين سياست رژيم، مقاومتي سازماندهي نشود، جنبش رو به جلو كارگري متحمل عقب نشينيهاي اساسي خواهد شد. حركتي را كه دوستان "اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار" شروع كردهاند، ايده بسياري خوبي است و ميتواند بسيار مثمر ثمر واقع شود. اما همچنانكه قبلا نيز گفتهام، اگر نهادي و حركتي تأثيري روي زندگي توده كارگران، چه شاغل و چه بيكار نگذارد، بعد از مدت كوتاهي بدون اعتنا مخاطبينش به يك نهاد بياثر تبديل خواهد شد. اكنون زمينه سازمان دادن كارگران بيكار و كارگران و فعالين كارگري معترض اخراجي و كلا كارگران بيكار بسيار مناسب است. هر روزه صدها نفر تازه به صف بيكاران افزوده ميشوند، بدون ايكه رژيم هيچگونه برنامه اي براي اشتغال آنها داشته باشد. رسانههاي رسمي جمهوري اسلامي، حتي با كمتر نشان دادن رقم اصلي بيكارسازيها، تنها از فروردين تا نيمه اول شهريور سال ٨۵، تعداد كارگران بيكار شده اين دوره را بيش از دويست هزار نفر گزارش كردهاند. همه ميدانند جهموري اسلامي به آمار دستبرد ميزند. اين جنبه از خبر اينجا مد نظر نيست. آنچه كه بايد مورد توجه دوستان "اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار" واقع شود، اين است كه زمينه براي سازماندهي آن بخش از جامعه را كه اين اتحاديه مورد هدف قرار داده است، بسيار مناسب است. و كارگران بيكار محدوديتهاي كارگران بيكار از نظر ارعاب و خطر بيكار شدن و غيره را براي سازمانيابي ندارند. اين دوستان نه تنها ميتوانند منشا اثر خوبي در جامعه باشند، بلكه ميتوانند الگوي خوبي هم براي جنبش كارگري باشند.
٢٩ دسامبر ٢٠٠٦
كمپين بالا بردن حداقل دستمزد يادتان نرود
فعالين كارگري سال گذشته كمپين "حداقل دستمزد ٤۵٠ هزار تومان" را بطور مؤثري به پيش بردند. اين كمپين نه تنها توجه بخش قابل توجهي از كارگران را به خود جلب كرد، بلكه در قطعنامههاي بسياري در گردهمائيهاي اول ماه مه نيز گنجانده شد. امسال نيز گرچه اين كمپين، اين بار با شعار "حداقل دستمزد ۵٠٠ هزار تومان" شروع شد، اما مدتي است كه متأسفانه كمرنگ شده است.
اشتباه است اگر فعالين كارگري به اين شعار متحد كننده بياعتنا باشند. امروزه هيچ مطالبهاي بيشتر از مطالبه افزايش دستمزد توجه توده كارگر را به خود جلب نميكند. اكنون مسئله پائين بودن دستمزدها به يك معضل اصلي جامعه تبديل شده است. كارگران ميدانند كه در اين كشور بالا رفتن دستمزدها تا حداقل ۵٠٠ هزار تومان به راحتي امكان پذير است. گزارش ٢٤ آذرماه گلناز اصل جواديان در "ايلنا" تحت عنوان: "آمده بود پول پارو كند، آشغال جارو ميكند؟!" همين مطالبه فراموش شده را شايد ناآگاهانه منعكس كرده است. سطر اول اين گزارش ميگويد: "كارگران زحمتكش شهرداري ميگويند: گرچه ماهانه حدود ٢٠٠ هزار تومان و شايد كمي بيش از اين رقم دريافت ميكنيم، اما هر كسي كه در تهران ماهانه كمتر از ۵٠٠ هزار تومان دستمزد دريافت كند، زير خط فقر است و نام او را بايد گرسنه بگذاريم!" و گرسنه نيز الحق كم نيست در اين كشور!
جنبش كارگري در كردستان، بخصوص در شهر سنندج، يكي از پرچمداران اصلي اين كمپين بوده است. سال گذشته نه تنها مطالبه حداقل دستمزد ٤۵٠ هزار تومان يكي از بندهاي اصلي قطعنامه كارگران در اول ماه بود، بلكه - اگر اشتباه نكنم - يكي از باندرولهاي راهپيمائي كارگران اين شهر نيز بود. جا دارد يكبار ديگر در حاشيه گزارش "ايلنا"، به فعالين كارگري سنندج يادآوري كنيم كه اين مطالبه اصلي و متحد كننده كارگران را نبايد از ياد ببرند.
٢٩ دسامبر ٢٠٠٦
درباره "ائتلاف و اتحاد"
فراخوانی از طرف "اتحاد كمیتههای كارگری" تحت عنوان "دعوت از فعالین جنبش كارگری" در تعدادی از شبكههای اینترنتی درج گردیده است كه علاوه بر اشاره به تلاش فعالین كارگری برای متشكل كردن كارگران، در عین حال از تشتت در صفوف این فعالین، گلایه نیز كرده است. این فراخوان به تلاش فعالین كارگری متشكل در محافل و نهادهائی چون "كمیته پیگیری ایجاد تشكلهای آزاد كارگری"، "كمیته هماهنگی برای ایجاد تشكل كارگری"، و غیره، اشاره میكند و از فعالین كارگری متشكل در این نهادها، بعلاوه "انجمن فرهنگی كارگری"، "دانشجویان هوادار جنبش كارگری"، و
"ایلنا"، خبرگزاری كار ایران، روز بیست و ششم آذر ماه خبری را با این مضمون درج كرد: "شوراهای اسلامی كار، تشكلهای واقعی كارگری نیستند!" حمید حاج اسماعیلی، عضو هیأت مدیره "اتحادیه كاركنان بیمارستانها و مراكز درمانی كشور" كه همان شورای اسلامی كار است، منتها نام دیگری بر خود نهاده، با اظهار نظر فوق، همچنین گفته است كه "شوراهای اسلامی كار نهادی مشورتی برای اداره امور كارگاهها هستند ..." اینكه ایشان تازه به صرافت این افتاده اند كه شوراهای اسلامی تشكلهای واقعی كارگری نیستند، در واقع اعترافی است كه زیر فشار كارگران و انزوای آشكار این نهادهای جاسوسی رژیم در میان كارگران صورت میگیرد. "نهاد مشورتی" برای اداره امور كارگاهها هم در واقع بیان دیگری برای نقش جاسوسی شوراهای اسلامی برای حكومت است.